خرید بک لینک

دلم عمیقا شکسته تا حالا توی این چند سال اینهمه احساس غم و اندوه نکرده بودم حتی وقتی پدر بزرگم که عشق اول زندگیم بود فوت کرد تونستم باهاش کنار بیام خب نداشتن کسی که دیگه نیست قابل درکه از یجایی به بعد باهاش کنار میای ولی از دست دادن کسی که هست و کنارته خیلی غیرقابل هضم و درکه

فکر میکنم اون آدمی نیست که میشناختم حس میکنم قلبمو از سینه کندن و بجاش یه چیز سنگین گذاشتن رو سینم جلو چشام کاخ آرزوهام فروپاشید و تصویرش توی ذهنم از هم پاشید ِ

هیچ ارزش و احترامی برام قائل نشد و جلو همه ی سکه پولم کرد و اصلا براش مهم نبود که چکار کرده

توی همه این چند سال همه تلاشمو کرده بودم ازش ی تصویر خوب بسازم و نذاشتم هیچکس از سختیای زندگیم چیزی بفهمه که نتیجش بشه این

اینهمه سختی برای آبرو داری آخرش بشه بی آبرویی که حقت نبود

توی روزایی که هیچ کس از فرداش خبر نداره چقدر راحت دل میشکنن

و چقدر بیتفاوت از روت رد میشن

چرا باید بخاطر کسی که خودش نمیخواد بجنگم

هر چ بادا باد

چشامو میبندم و همرو به خدای خودم میسپرم نه خدای اونا

و برای از دست دادن عشقی که واقعی بود واقعی هست و واقعی میمونه سوگواری میکنم

شاید ازدواجمون اشتباه بود ولی مطمئنم از جانب من نبود من با همه وجودم ازش مطمئن بودم و از همه وجودم مایه گذاشتم و هیچ وقت پشیمون نیستم چون احساسم واقعی بود

برچسب: نویسنده: فاطمه عباسی تاريخ: دوشنبه 1 ارديبهشت 1399 ساعت: 18:26

صفحه بندی