مبارزه
-
تاریخ: 1400/11/25 ساعت: 0:44
بعضی وقتا دوست داری بگی استوپ تا همه چیز متوقف بشه بشینی حسابی گریه کنی وقتی دلت خالی شد بگی استارت بعد دوباره با تمام وجود بجنگی و جلو بری چون دوست نداری حتی به اندازه ی گریه هم از مقابله با مشکلات عقب بمونی.خب رمز موفقیت همینه به خودم قول دادم بعدش آخر همه سختیا بشینم با خیال راحت بجای این روزا اش...
دستای سرد
-
تاریخ: 1400/11/25 ساعت: 0:44
پناه میبرم از تنهایی خودم به خودم که عاشق شدن راهی اشتباه تر استتوی دنیایی که پر از آدمه چه سخت میشه یه هم زبون پیدا کرد توی این دنیا گم شدن سخت نیست تنها بودنم سخت نیست این وبلاگ صرفا سنگ صبور منه دوست داشتی نظر بذار..................................................پناه بردم از تنهایی خودم به یه عش...
تیم
-
تاریخ: 1399/7/7 ساعت: 8:36
ما با همدیگه توی ی تیم یم حتی اگه قبول نداشته باشه حتی اگه باور نکنه شکست هر کدوم از ما اون یکیو از پا در میاره مهم نیست چقدر عصبانی و دل آزرده باشیم باید هوای همو داشته باشیم ما ی تیم هستیم ی تیم دونفره قوی که البته انگار من کاپیتانم چون تو لحظه های حساس همیشه منم که سعی میکنم از کوره در نرم و اوضا...
سوال
-
تاریخ: 1399/7/7 ساعت: 8:36
پناه میبرم از تنهایی خودم به خودم که عاشق شدن راهی اشتباه تر استتوی دنیایی که پر از آدمه چه سخت میشه یه هم زبون پیدا کرد توی این دنیا گم شدن سخت نیست تنها بودنم سخت نیست این وبلاگ صرفا سنگ صبور منه دوست داشتی نظر بذار..................................................پناه بردم از تنهایی خودم به یه عش...
شجاع
-
تاریخ: 1399/7/7 ساعت: 8:36
ترسوها جا میزنن. آدمای قوی محکم وایمیسن و مشکلاتشونو حل میکنن.دوست دارم حتی اگه قراره بمیرم توی میدون و در حال جنگ بمیرم تا اینکه مث ی ترسو جا زده و تسلیم شده باشممهم نیست دنیا چقدر زشته مشکلات چقدر زیادهمن دنیای خودمو میسازم Let's block ads! (Why?)
نباید اینطور میشد
-
تاریخ: 1399/2/1 ساعت: 18:26
کاش هیچوقت باهات آشنا نشده بودم کاش هیچوقت دوباره اون وبلاگو نمیخوندم کاش همه چیز انقدر سخت نبودکاش میتونستم سر آدما داد بکشم و بگم من دلیل نداشته هاتون نیستم دلیل حسرتاتون نیستم دلیل حال بد و خرابتون نیستم دلیل قلب سیاه سنگیتون نیستم دلیل حقارتتون نیستمنمیدونم چرا فکر کردم همه چیز میتونه متفاوت باش...
خاطرات قرنطینه1
-
تاریخ: 1399/2/1 ساعت: 18:26
دلم عمیقا شکسته تا حالا توی این چند سال اینهمه احساس غم و اندوه نکرده بودم حتی وقتی پدر بزرگم که عشق اول زندگیم بود فوت کرد تونستم باهاش کنار بیام خب نداشتن کسی که دیگه نیست قابل درکه از یجایی به بعد
آینه
-
تاریخ: 1399/2/1 ساعت: 18:26
راسش خیلی وقته فقط واسه دو دقیقه آرایش کردن چند روز در میان جلو آینه می ایستم و خیلی مراقبم که فقط آرایشم را نگاه کنم تا خدای نکرده با خودم چشم در چشم نشوم حواسم هست خودم را نبینم ولی امرووز بعد چند س
آینه2
-
تاریخ: 1399/2/1 ساعت: 18:26
جهان آینه ای است در مقابل بشرهرچه از اعماق قلبش تمنا کندهرچه با تمام وجودش باور داشته باشدهر آنچه در واقعی ترین واقعیت خود داشته باشد در این آینه پیداستو خوشا آنکه جهانش زیباستچشمهارا باید شست جور دیگر باید دید
خیلی عادی یجا اون وسطا
-
تاریخ: 1398/12/20 ساعت: 9:38
داشتم با خودم میگفتم وبلاگم شده غم کده هروقت ناراحتم میام سراغش چرا خب؟یوقتم بیام بنویسم یکم که ناراحت نباشمشاید ناراحتیامو اینجا خالی میکنم که ذهن و گوش آدمایی که دوسشون دارم اذیت نشههمیشه که غر و ناله بد نیست یوقتایی خالی میشی و همه چیزو بهتر میبینی و بهتر تصمیم میگیریهمیشه که سکوت بد نیستیوقتایی ...
تهوع
-
تاریخ: 1398/12/20 ساعت: 9:38
خیلی رقت انگیز و تهوع آورده که بعد از هشت سال همراهی و همدلی تازه بهت شک کننیعنی یچیزی اون وسط اونطور که تو فکر میکردی نیستیعنی پایه و اساس مشکل داشته و تو نمیدونستیهر دم از این باغ بری میرسد!!!!!!!!!!!!!
آسمون
-
تاریخ: 1398/10/3 ساعت: 22:57
چرا همه همیشه رو به آسمون دعا میکنن؟!چون مطمئنن که خدایی روی زمین نیستمیترسم از اینکه آسمونو بگردیم و بفهمیم...
جمله سازی
-
تاریخ: 1398/10/3 ساعت: 22:57
توی بچگی عاشق جمله سازی بودم تو نوجوونی عاشق بازی با کلمه ها یه دفتر داشتم که توش پر بود از این چیزا ی کلمه رو انتخاب میکردم و شروع میکردم در موردش نوشتن یه بار در مورد "بار" پنج صفحه نوشتم مثلا : چند
می پذیرم
-
تاریخ: 1398/9/9 ساعت: 17:54
عذرخواهیشو قبول میکنم.هنوز ناراحتم هنوز دل چرکینم ولی میدونی همین که توی اوج ناراحتی بازم میتونه خنده به لبم بیاره یعنی هنوز مالک قلب منه. درسته این حقیقت هیچوقت تغییر نمیکنه که اتفاقاتی افتاده که نباید و حرفایی زده شده که نباید ولی بالا تر از همه این حقیقتا پیوند و ارتباطی هستش که توی این مدت ایجاد...
از ی جا به بعد
-
تاریخ: 1398/8/9 ساعت: 0:56
همیشه توی زندگی واسه آینده برنامه میچینی واسه فردا نقشه میکشی و برای رسیدن به ی چیز تلاش میکنیاما از ی جایی به بعد دیگه خیلی برات فرقی نمیکنه دیگه برات مهم نیست دیگه منتظر فردا نیستی و حتی دیگه نگران
بوی متعفن گذشته
-
تاریخ: 1398/8/9 ساعت: 0:56
بغضم گرفت یدفعه سنگین شدم و ی عالمه حرف و گلایه پشت لبام هجوم آورد وقتی گفت : الهی بمیرم دلم ریش شد چقدر سوخته فلان کارو بهمان کارو براش کردی.یدفعه رفتم به گذشته به اون شب عید به اون روز که تنهایی از
13بدر
-
تاریخ: 1398/2/24 ساعت: 15:22
امروز کسل کننده ترین و مسخره ترین 13بدر عمرم بودخودمونیم هیچوقت فکرشم نمیکردم انقدر بتونه خالی باشه خالی از همه چیز و پر از هیچ چیزدنیا خیلی غریبههمیشه غافلگیرت میکنه یه طوری که هیچوقت دیگه اون آدم سابق نمیشی
؟؟؟؟؟
-
تاریخ: 1398/2/24 ساعت: 15:22
یعنی واقعاااااا؟؟؟؟؟؟؟؟ کجای راهو اشتباه رفتم؟؟؟؟؟؟شاید الکی از همه چیز مایوس شدم ولی الان واقعا احساس استیصال میکنم واقعا دیگه نمیدونم باید چکار کنم دیگه داغون شدم واقعا ظرفیتم روی نقطه بحرانیه و احساس میکنم این همه تلاش واسه چی بوده واقعا؟؟؟؟کاش بمیرم کاش تموم بشه همه این دویدنا و نرسیدنا همه این ...
...
-
تاریخ: 1397/2/16 ساعت: 11:52
پناه میبرم از تنهایی خودم به خودم که عاشق شدن راهی اشتباه تر استتوی دنیایی که پر از آدمه چه سخت میشه یه هم زبون پیدا کرد توی این دنیا گم شدن سخت نیست تنها بودنم سخت نیست این وبلاگ صرفا سنگ صبور منه دوست داشتی نظر بذار..................................................پناه بردم از تنهایی خودم به یه عش...
فرار
-
تاریخ: 1396/9/20 ساعت: 20:57
کاش میشد از دست آدمای دورو برت خلاص بشی بدون اینکه کسی بمیره یا بمیری بدون اینکه با کسی قهر کنی بدون اینکه کسیو برنجونی خدایا چرا هیچوقت از تاثیرات منفی فامیل توی زندگیمون نمیتونیم راحت بشیم چرا همی