خرید بک لینک

بعضی وقتا دوست داری بگی استوپ تا همه چیز متوقف بشه بشینی حسابی گریه کنی وقتی دلت خالی شد بگی استارت بعد دوباره با تمام وجود بجنگی و جلو بری چون دوست نداری حتی به اندازه ی گریه هم از مقابله با مشکلات عقب بمونی.

خب رمز موفقیت همینه به خودم قول دادم بعدش آخر همه سختیا بشینم با خیال راحت بجای این روزا اشک بریزم ولی اشک خوشحالی

برچسب: نویسنده: فاطمه عباسی تاريخ: دوشنبه 25 بهمن 1400 ساعت: 0:44

پناه میبرم از تنهایی خودم به خودم که عاشق شدن راهی اشتباه تر است
توی دنیایی که پر از آدمه چه سخت میشه یه هم زبون پیدا کرد توی این دنیا گم شدن سخت نیست تنها بودنم سخت نیست این وبلاگ صرفا سنگ صبور منه دوست داشتی نظر بذار
.........................
.........................
پناه بردم از تنهایی خودم به یه عشق
توی دنیای پر از ادم دوباره متولد شدم
تنهایی هامونو با هم شریک شدیم
و دلقک عاشق شد

برچسب: نویسنده: فاطمه عباسی تاريخ: دوشنبه 25 بهمن 1400 ساعت: 0:44

ما با همدیگه توی ی تیم یم حتی اگه قبول نداشته باشه حتی اگه باور نکنه شکست هر کدوم از ما اون یکیو از پا در میاره مهم نیست چقدر عصبانی و دل آزرده باشیم باید هوای همو داشته باشیم ما ی تیم هستیم ی تیم دونفره قوی که البته انگار من کاپیتانم چون تو لحظه های حساس همیشه منم که سعی میکنم از کوره در نرم و اوضاعو کنترل کنم. ای ول به خودم. مهم اینه که ما ی تیمیم یا با هم برنده میشیم یا با هم میشکنیم. وسلام

برچسب: نویسنده: فاطمه عباسی تاريخ: دوشنبه 7 مهر 1399 ساعت: 8:36

پناه میبرم از تنهایی خودم به خودم که عاشق شدن راهی اشتباه تر است
توی دنیایی که پر از آدمه چه سخت میشه یه هم زبون پیدا کرد توی این دنیا گم شدن سخت نیست تنها بودنم سخت نیست این وبلاگ صرفا سنگ صبور منه دوست داشتی نظر بذار
.........................
.........................
پناه بردم از تنهایی خودم به یه عشق
توی دنیای پر از ادم دوباره متولد شدم
تنهایی هامونو با هم شریک شدیم
و دلقک عاشق شد

برچسب: نویسنده: فاطمه عباسی تاريخ: دوشنبه 7 مهر 1399 ساعت: 8:36

ترسوها جا میزنن. آدمای قوی محکم وایمیسن و مشکلاتشونو حل میکنن.

دوست دارم حتی اگه قراره بمیرم توی میدون و در حال جنگ بمیرم تا اینکه مث ی ترسو جا زده و تسلیم شده باشم

مهم نیست دنیا چقدر زشته مشکلات چقدر زیاده

من دنیای خودمو میسازم

برچسب: نویسنده: فاطمه عباسی تاريخ: دوشنبه 7 مهر 1399 ساعت: 8:36

کاش هیچوقت باهات آشنا نشده بودم کاش هیچوقت دوباره اون وبلاگو نمیخوندم کاش همه چیز انقدر سخت نبود

کاش میتونستم سر آدما داد بکشم و بگم من دلیل نداشته هاتون نیستم دلیل حسرتاتون نیستم دلیل حال بد و خرابتون نیستم دلیل قلب سیاه سنگیتون نیستم دلیل حقارتتون نیستم

نمیدونم چرا فکر کردم همه چیز میتونه متفاوت باشه میتونه انقدر که بنظر میاد خوب باشه

برچسب: نویسنده: فاطمه عباسی تاريخ: دوشنبه 1 ارديبهشت 1399 ساعت: 18:26

دلم عمیقا شکسته تا حالا توی این چند سال اینهمه احساس غم و اندوه نکرده بودم حتی وقتی پدر بزرگم که عشق اول زندگیم بود فوت کرد تونستم باهاش کنار بیام خب نداشتن کسی که دیگه نیست قابل درکه از یجایی به بعد ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: فاطمه عباسی تاريخ: دوشنبه 1 ارديبهشت 1399 ساعت: 18:26

راسش خیلی وقته فقط واسه دو دقیقه آرایش کردن چند روز در میان جلو آینه می ایستم و خیلی مراقبم که فقط آرایشم را نگاه کنم تا خدای نکرده با خودم چشم در چشم نشوم حواسم هست خودم را نبینم ولی امرووز بعد چند سادامه مطلب

برچسب: نویسنده: فاطمه عباسی تاريخ: دوشنبه 1 ارديبهشت 1399 ساعت: 18:26

جهان آینه ای است در مقابل بشر

هرچه از اعماق قلبش تمنا کند

هرچه با تمام وجودش باور داشته باشد

هر آنچه در واقعی ترین واقعیت خود داشته باشد در این آینه پیداست

و خوشا آنکه جهانش زیباست

چشمهارا باید شست جور دیگر باید دید

برچسب: نویسنده: فاطمه عباسی تاريخ: دوشنبه 1 ارديبهشت 1399 ساعت: 18:26

داشتم با خودم میگفتم وبلاگم شده غم کده هروقت ناراحتم میام سراغش چرا خب؟

یوقتم بیام بنویسم یکم که ناراحت نباشم

شاید ناراحتیامو اینجا خالی میکنم که ذهن و گوش آدمایی که دوسشون دارم اذیت نشه

همیشه که غر و ناله بد نیست یوقتایی خالی میشی و همه چیزو بهتر میبینی و بهتر تصمیم میگیری

همیشه که سکوت بد نیست

یوقتایی قبل از ی شروع پرحرارت احتیاج به یکم سکوت داری

عاشق روزای عادیم چون همیشه بزرگترین تصمیما و برنامه ریزیا رو توی همین روزای عادی شروع میکنم

برچسب: نویسنده: فاطمه عباسی تاريخ: سه شنبه 20 اسفند 1398 ساعت: 9:38

تهوع

خیلی رقت انگیز و تهوع آورده که بعد از هشت سال همراهی و همدلی تازه بهت شک کنن

یعنی یچیزی اون وسط اونطور که تو فکر میکردی نیست

یعنی پایه و اساس مشکل داشته و تو نمیدونستی

هر دم از این باغ بری میرسد!!!!!!!!!!!!!

برچسب: نویسنده: فاطمه عباسی تاريخ: سه شنبه 20 اسفند 1398 ساعت: 9:38

چرا همه همیشه رو به آسمون دعا میکنن؟!

چون مطمئنن که خدایی روی زمین نیست

میترسم از اینکه آسمونو بگردیم و بفهمیم...

برچسب: نویسنده: فاطمه عباسی تاريخ: سه شنبه 3 دی 1398 ساعت: 22:57

توی بچگی عاشق جمله سازی بودم تو نوجوونی عاشق بازی با کلمه ها یه دفتر داشتم که توش پر بود از این چیزا ی کلمه رو انتخاب میکردم و شروع میکردم در موردش نوشتن یه بار در مورد "بار" پنج صفحه نوشتم مثلا : چندادامه مطلب

برچسب: نویسنده: فاطمه عباسی تاريخ: سه شنبه 3 دی 1398 ساعت: 22:57

عذرخواهیشو قبول میکنم.

هنوز ناراحتم هنوز دل چرکینم ولی میدونی همین که توی اوج ناراحتی بازم میتونه خنده به لبم بیاره یعنی هنوز مالک قلب منه.

درسته این حقیقت هیچوقت تغییر نمیکنه که اتفاقاتی افتاده که نباید و حرفایی زده شده که نباید ولی بالا تر از همه این حقیقتا پیوند و ارتباطی هستش که توی این مدت ایجاد شده راحت بدست نیومده که راحت از دست بره

میبخشمش بخاطر همه این چند سال و سعی میکنم بهش فکر نکنم.

برچسب: نویسنده: فاطمه عباسی تاريخ: شنبه 9 آذر 1398 ساعت: 17:54

همیشه توی زندگی واسه آینده برنامه میچینی واسه فردا نقشه میکشی و برای رسیدن به ی چیز تلاش میکنیاما از ی جایی به بعد دیگه خیلی برات فرقی نمیکنه دیگه برات مهم نیست دیگه منتظر فردا نیستی و حتی دیگه نگران ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: فاطمه عباسی تاريخ: پنجشنبه 9 آبان 1398 ساعت: 0:56

صفحه بندی